وقتی سربازان و ملوانان به مهرههای شطرنج تبدیل شدند
در ۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۲۴، یکی از نمایشهای متفاوت تاریخ شطرنج در میدان کاخ شهر سنت پترزبورگ روسیه برگزار شد؛ شهری که در آن زمان لنینگراد نامیده میشد. در این رویداد، بهجای مهرههای چوبی یا پلاستیکی، انسانهای واقعی نقش مهرههای شطرنج را بر عهده گرفتند و روی صفحهای عظیم در فضای باز حرکت کردند.
این نمایش با حضور هزاران تماشاگر برگزار شد و حدود هشت هزار نفر برای تماشای آن گرد هم آمدند. میدان به صفحهای بزرگ با ۶۴ خانه تبدیل شده بود و نیروهای ارتش سرخ و ناوگان دریایی شوروی، مهرههای دو طرف بازی را تشکیل میدادند.
چه استادانی بازی را هدایت میکردند؟
هدایت این بازی بر عهدهٔ دو چهرهٔ برجستهٔ شطرنج شوروی در آن دوران بود:
ایلیا لئونتیویچ رابینوویچ (Ilya Rabinovich): از شطرنجبازان برجستهٔ روسیه و برندهٔ گروه اصلی مسابقات بینالمللی مانهایم در سال ۱۹۱۴.
پیوتر آرسنیویچ رومانفسکی (Pyotr Romanovsky): استاد مطرح شطرنج و قهرمان جمهوری فدراتیو روسیهٔ شوروی در سال ۱۹۲۳.
این دو استاد در دو سوی میدان، مسئول تصمیمگیری دربارهٔ حرکتهای بازی بودند. آنها حرکتها را مانند یک مسابقهٔ معمولی روی صفحهٔ شطرنج بررسی میکردند، اما نتیجهٔ تصمیمهایشان بهجای جابهجایی مهرههای کوچک، حرکت دهها نفر در یک میدان بزرگ را در پی داشت.
حرکت مهرهها چگونه انجام میشد؟
برای برگزاری این مسابقه، بخشی از میدان کاخ را از پیش به ۶۴ خانه تقسیم کرده بودند. هر خانه جایگاه یکی از مهرههای شطرنج بود و افراد باید طبق قوانین حرکت مهرهٔ خود در صفحه جابهجا میشدند.
اما چطور دو استاد میتوانستند حرکتهای خود را به افرادی که در سراسر این صفحهٔ بزرگ قرار داشتند، منتقل کنند؟
۱. تصمیمگیری استادان
هر استاد حرکت موردنظر خود را روی صفحهٔ شطرنج بررسی و انتخاب میکرد. برای مثال، اگر تصمیم میگرفت یک پیاده از خانهٔ e2 به e4 حرکت کند، باید همین دستور به مسئولان اجرای بازی منتقل میشد.
۲. انتقال حرکت از طریق تلفن
به دلیل بزرگی میدان و فاصلهٔ زیاد میان استادان و مهرههای انسانی، از ارتباط تلفنی استفاده میشد. استادان حرکتهای خود را از طریق تلفن به مرکز هماهنگی اعلام میکردند.
۳. اعلام عمومی حرکتها
پس از دریافت دستور، حرکت از طریق بلندگو یا شیپور صوتی به گوش افراد حاضر در میدان و تماشاگران میرسید. به این ترتیب، همه متوجه میشدند کدام مهره باید حرکت کند.
۴. اجرای حرکت روی صفحه
افرادی که نقش مهرهها را داشتند، پس از شنیدن دستور، به خانهٔ مشخصشده میرفتند. حرکت اسبها با حضور اسبسواران واقعی اجرا میشد و دیگر مهرهها نیز با توجه به نقش خود در صفحه جابهجا میشدند.
در واقع، هر حرکت حاصل تصمیم یک استاد، انتقال دستور و اجرای هماهنگ افراد در میدان بود؛ فرایندی که در مقایسه با یک بازی معمولی شطرنج، به زمان و هماهنگی بسیار بیشتری نیاز داشت.
مهرههای انسانی چه شکلی بودند؟
یکی از جذابترین بخشهای این نمایش، طراحی متفاوت مهرهها بود. برگزارکنندگان تلاش کرده بودند ظاهر و نقش هر مهره با فضای نظامی آن دوران هماهنگ باشد.
پیادهها: سربازان و ملوانانی بودند که در ردیفهای ابتدایی صفحه قرار میگرفتند.
اسبها: سوارکاران واقعی به همراه اسبهایشان نقش این مهرهها را ایفا میکردند.
رخها: گروههای توپخانه با توپهای کوچک، نقش رخها را بر عهده داشتند.
شاهها: با حضور پرچمداران و افرادی که نماد فرماندهی را نمایش میدادند، بازنمایی میشدند.
وزیرها: با لباسها و نمادهای ویژه از دیگر مهرهها متمایز میشدند. برای وزیر سفید نیز همسر ایلیا رابینوویچ این نقش را ایفا میکرد.
نیروهای ناوگان سرخ با لباسهای سفید در یک طرف و سربازان ارتش سرخ با لباسهای نظامی تیره در طرف دیگر قرار داشتند. این تفاوت ظاهری باعث میشد تماشاگران بتوانند دو سوی صفحه را بهراحتی از یکدیگر تشخیص دهند.
این مسابقه چقدر طول کشید؟
بازی در حوالی ظهر آغاز شد و حدود پنج ساعت ادامه یافت. با توجه به اندازهٔ صفحه، فاصلهٔ میان مهرهها و ضرورت اعلام و اجرای هر حرکت، سرعت بازی بسیار کمتر از یک مسابقهٔ معمولی بود.
تصور کنید استاد شطرنج حرکتی را انتخاب میکرد، دستور از طریق تلفن منتقل میشد، حرکت با بلندگو اعلام میشد و سپس مهرهٔ انسانی باید مسیر خود را در میدان طی میکرد. این روند برای هر حرکت تکرار میشد و تماشاگران از نزدیک شاهد تبدیل یک بازی فکری به نمایشی زنده بودند.
نتیجهٔ نهایی؛ پایان بازی با تساوی
این بازی پس از ۶۷ حرکت با تساوی به پایان رسید. طبق گزارشهای تاریخی، پیشنهاد پایان بازی از سوی طرف سفید مطرح شد و مسابقه بدون برندهٔ نهایی خاتمه یافت.
دیدگاهها
نظر شما درباره این مطلب